التماس سکه
چشمه سارها تهی
جویبارها پر از تعفنِ لجن
رودها
بستر هلاک ماهیان
و در این میان :
قورباقه ها به آبگیر
کِرمها به آبهای چِکه چِکه دلخوش اند.
ماه، سوگوار
شهر، داغدار
کومه، بی سرور
کوچه، سوت و کور
و سگان هار:
گوشه ای به خوردن جنازه ها
به مرده های تکه تکه دلخوش اند.
در زمان مرگ عاشقانه ها و
مُردنِ ترانه ها
مشتهای باز
دستهای بی فراز
دستهای پست
دستهای عجز
دستها...، به التماس سکه دلخوش اند.

