کوچه های عاشقان

ای دوست
در ازنای شب اندوهان را
از من مپرس
که در کوچه های عاشقان تا سحرگاه
رقصیده ام
گریه در چشمان من طوفان غم دارد... ولی ...خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

ای دوست
در ازنای شب اندوهان را
از من مپرس
که در کوچه های عاشقان تا سحرگاه
رقصیده ام