امروز شنیدم که رفته ای
و دلم باز شکست
و تنم باز گریست
و نگاهم پی یار گم شد
من چه تلخم امروز !!!
***
زندگی شاید همین باشد ، یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد
گریه در چشمان من طوفان غم دارد... ولی ...خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
امروز شنیدم که رفته ای
و دلم باز شکست
و تنم باز گریست
و نگاهم پی یار گم شد
من چه تلخم امروز !!!
***
زندگی شاید همین باشد ، یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد

او که می ماند نخواهد رفت
او که رفته است نخواهد رسید
او که رسیده است پنهان است
این همه از شکستن و سکوت چه عاید آینده خواهد شد
رفتن هم حرف عجيبی شبیه اشتباه آمدن است
تو بگو
دایره تا کجای این نقطه خواهد گریست ....

کـــو چنان یاری کــه دانـد، قــــدر اهــل درد چیست
چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست
تقصــــــیر عاشقی است ما را که چاره نیست!
دلهای کوچه گرد با هم قواره نیست
دیری است مانده ام پای قرارمـــــــــان
تصویر انتظار جای نگاره نیست
گلهای کاغذی بوی تو را نداشت!
بارون نخورده بود آری بهاره نیست
یادم نمی رود پند غریبه را :
عشق جرقه ای هرگز هماره نیست!!!